افسردگی پس از زایمان – بیشتر از بلوز کودک

من از دو افسردگی پس از زایمان جان سالم به در بردم. در زمان بیماری هیچ کمکی برای من نبود. خبر خوب این است که اگر در دوران بارداری یا پس از زایمان از افسردگی رنج می برید، یا فردی را می شناسید که از آن رنج می برد، اکنون کمک در دسترس است. در 20 سال گذشته، مأموریت من آموزش متخصصان پزشکی و سلامت روان و کار مستقیم با زنان و خانواده‌هایشان در سراسر جهان بوده است تا مطمئن شوم که آن‌ها مانند من و خانواده‌ام رنج نمی‌برند. من با بیش از 15000 زن کار کرده ام و هرگز کسی را ندیده ام که با کمک مناسب بهبودی کامل نداشته باشد.

زنان بیشتر در معرض اختلالات خلقی در دوران بارداری و پس از زایمان هستند. زمانی که افسردگی یا اضطراب شروع می شود، معمولا در این زمان اتفاق می افتد. افسردگی پس از زایمان (ppd) یکی از شش اختلال خلقی پس از زایمان و شایع ترین آن است که تقریباً 15 درصد از مادران را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می دهد. اعتقاد بر این است که علت اصلی ppd افت شدید هورمون ها پس از تولد نوزاد است. این تغییر هورمون سپس بر انتقال دهنده های عصبی (مواد شیمیایی مغز) تأثیر می گذارد. همچنین عوامل روانی اجتماعی مانند جابجایی، بیماری، حمایت ضعیف از شریک زندگی، مشکلات مالی و انزوای اجتماعی وجود دارد که بر وضعیت عاطفی زن تأثیر منفی می‌گذارد. اگر بلوز طبیعی نوزاد در عرض دو هفته از بین نرود، ppd در نظر گرفته می شود. اگر مادر کمک دریافت نکند، این وضعیت اغلب بدتر می شود. اگرچه شروع ppd معمولا موذیانه است، اما می تواند سریع باشد و بلافاصله پس از زایمان رخ دهد. PPD می تواند در هر زمانی از سال اول پس از تولد شروع شود. درمان ppd بسیار مهم است زیرا در صورت عدم درمان، علائم می توانند مزمن شوند. 25 درصد از مادرانی که درمان ppd را دریافت نکردند در یک سالگی افسرده باقی می مانند. Ppd می تواند پس از تولد هر کودکی اتفاق بیفتد، نه فقط اولین کودک. هنگامی که یک زن یک رویداد را داشته باشد، پس از زایمان بعدی در معرض خطر بالایی برای رویداد دیگری قرار دارد. علائم شایع عبارتند از نگرانی بیش از حد، عصبانیت، احساس گناه، غمگینی، ناامیدی، مشکل خواب، ناراحتی در اطراف نوزاد، تمرکز ضعیف، از دست دادن میل، کاهش میل جنسی و از دست دادن اشتها. اگرچه عواملی وجود دارد که برخی از زنان را در معرض خطر قرار می دهد، اما هیچ کس ایمن نیست. عوامل خطر عبارتند از: احتمال 50 تا 80 درصد داشتن ppd با ppd قبلی، افسردگی یا اضطراب در دوران بارداری، سابقه شخصی یا خانوادگی افسردگی/اضطراب، از شیر گرفتن ناگهانی، انزوای اجتماعی یا حمایت ضعیف (به ویژه حمایت ضعیف از شریک زندگی)، سابقه خلق و خوی مشکلات مربوط به چرخه قاعدگی، نوسانات خلقی هنگام مصرف قرص های ضد بارداری، یا مشکلات سلامتی با مادر یا نوزاد.

علائم هشداردهنده ای وجود دارد که متخصصان، خانواده و دوستان می توانند به آنها توجه کنند. اگر برخی از این رفتارها را از خود نشان دهد، ممکن است به کمک نیاز داشته باشد: از دست دادن قرار ملاقات با پزشک، نگرانی بیش از حد در مورد سلامتی خود یا سلامت نوزاد، خستگی غیرعادی به نظر می رسد، نیاز به یک همراه برای بردن او به قرار ملاقات، کاهش یا افزایش وزن، ناراحتی جسمی برای او. بدون دلیل ظاهری، تولید شیر ضعیفی دارد، از سؤال در مورد خود اجتناب می‌کند، به راحتی گریه می‌کند، با کودک ناراحت است، نمی‌خواهد به شخص دیگری اجازه مراقبت از کودک را بدهد، اشتها را از دست می‌دهد، می‌تواند شب‌ها بخوابد و وقتی کودک شما می‌خوابد نمی‌خوابد و ابراز نگرانی می‌کند. که بچه اش تو را دوست ندارد علائم هشدار دهنده در نوزاد شامل افزایش یا کاهش بیش از حد وزن، تاخیر در رشد شناختی یا زبانی، کاهش پاسخگویی به مادر و مشکلات شیردهی است.

دلایل مهم زیادی وجود دارد که چرا یک مادر جدید مبتلا به PPD باید در اسرع وقت کمک بگیرد. در صورت عدم درمان، خطر ابتلای فرزند(فرزندان) او به اختلالات روانپزشکی افزایش می یابد. بالقوه برای کودک آزاری یا بی توجهی، افزایش خطر ابتلای زنان به افسردگی مزمن یا عود، و اثرات منفی بر ازدواج و همه روابط خانوادگی وجود دارد.

عواقب جدی افسردگی مادرانه درمان نشده بر کودکان به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. نوزادانی که از مادران افسرده متولد می شوند اغلب وزن کمتری دارند، کمتر صحبت می کنند، حالات چهره کمتری دارند و ضربان قلب سریع تری دارند. آنها ممکن است کمتر فعال باشند، آهسته تر راه بروند، بیقرارتر باشند و کمتر به دیگران پاسخ دهند. کودکان خردسال با مادران افسرده بیشتر در معرض خطر اختلالات خلقی هستند. مطالعات افزایش روابط ضعیف با همسالان، خودکنترلی ضعیف، تاخیرهای عصبی و مشکلات توجه را نشان می دهد. علائم او شبیه رفتار افسردگی مادر است. در 36 ماهگی، کودکان مادران افسرده اغلب کمتر همکاری می کنند و پرخاشگرتر می شوند. آنها همچنین درک کلامی کمتری از خود نشان می دهند، مهارت های زبانی بیانی کمتری دارند، رفتار مشکل زاتری دارند و در معیارهای آمادگی مدرسه عملکرد ضعیفی دارند. تنها یک تا دو ماه قرار گرفتن در معرض افسردگی شدید مادر، خطر ابتلای کودک به افسردگی را تا سن 15 سالگی افزایش می دهد.

برنامه بهبودی باید شامل حمایت (هم شخصی و هم حرفه ای)، رژیم غذایی خاص که با افسردگی مبارزه می کند، چند ساعت خواب شبانه بدون وقفه (حتی مادران شیرده نیز می توانند این کار را انجام دهند)، دارو در صورت نیاز، و استراحت های منظم برای خودتان باشد. اگر افسردگی او آنقدر شدید است که نمی تواند ورزش کند، به سادگی بیرون رفتن، ایستادن، نفس کشیدن عمیق و آفتاب گرفتن می تواند کمک کند. از آنجایی که شرایط و علائم هر زن متفاوت است، مهم است که هر زن یک ارزیابی و برنامه سلامت فردی دریافت کند. به عنوان مثال، یکی ممکن است به خواب بی وقفه بیشتری در شب و استراحت در طول روز نیاز داشته باشد، و دیگری ممکن است به حمایت اجتماعی و تعادل تیروئید بیشتری نیاز داشته باشد.

یک چیز مطمئن است – این امکان برای هر زنی وجود دارد که در صورت دریافت کمک مناسب، خود قدیمی خود (یا حتی خود بهتر) را بازیابی کند و به رفاه 100% برسد. هر چه زودتر کمک دریافت کند، سریعتر بهبود می یابد و پیش آگهی او بهتر است. هر چه زودتر یک مادر تازه شروع به لذت بردن از زندگی کند، برای تمام خانواده او بهتر است.

پدران جوان البته به دلیل هورمون های تولید مثلی ایجاد نمی شوند، اما حداقل 10 درصد افسردگی را تجربه می کنند. علائم او با نوسانات خلقی که مادران مبتلا به PPD تجربه می کنند متفاوت است. به نظر می رسد که پدران تنش بیشتر و خلق و خوی کوتاه به عنوان علائم اصلی دارند که با مقداری اضطراب، عصبانیت، ناامیدی و احساس درماندگی همراه است. پدران مبتلا به افسردگی پس از زایمان اغلب نگران شریک زندگی خود، مختل شدن زندگی خانوادگی و مالی هستند. آنها معمولاً انتظارات بیشتری از خود دارند و در مورد نقش جدید خود سردرگمی دارند.

قوی ترین پیش بینی کننده اینکه آیا یک پدر جدید پس از تولد افسرده می شود یا خیر، وجود PPD در مادر است. پدری که همسرش PPD دارد 24 تا 50 درصد در معرض خطر ابتلا به افسردگی پس از تولد فرزند است. شروع ppd او معمولا دیرتر از شروع ppd مادرش است. در فصل 16 افسردگی پس از زایمان برای D****، به این موضوع می پردازم که چرا، زمانی که همسران خودشان کمک کافی دریافت نمی کنند، گاهی اوقات وقتی مادر بهبود می یابند، افسرده می شوند.

وقتی پدرها از افسردگی پس از زایمان رنج می برند، این پسران کوچک آنها هستند که بیشترین ضربه را می بینند. مشخص شد که این پسران در سال های اولیه دو برابر بیشتر از سایر کودکان بدون پدر افسرده مشکلات رفتاری داشتند.